
مدتهاست براتون ننوشتم شایدم برای خودم ننوشتم ، نمی دونم ،ایروزها به همه چی تو دنیا شک کردم نمی تونم دقیقا بگم کدوم یکی درسته فقط چیزهایی که بخودم مربوطه رو می تونم درست کنم روش حساب باز کنم. انگار دلم شده حباب بازی بچه ها که هر وقت دلشون بخواد فوتش می کنن تا بترکه ، خوب یا بد مهم نیست . در واقع هیچی مهم نیست جز مردانگی و وفای به عهد که تا اینجاشو که آمدم ،خوب آمدم و کم نیوردم ،تا وقتی که مردونگی تو موندن بود موندم و وقتی احساس کردم مردونگی تو رفتنه ،رفتم. درسته رفتنم بد رفتنیه ولی امیدم به خداست و چیزایی که .....،چه می دونم قرار چه اتفاقی بیوفته فقط امیدام اینه که اگه یه ذره انسانیت داشته باشم تو ذهن آدما بمونه تا اگه روزی یادشون به محمد افتاد بیان سراغشو ...،
پ.ن۱: نمی دونم اینجا جایی امنی برای نوشتن
پ.ن۲: ..... .... این تنها زبانیه که کسی بهش شک نمی کنه برامون پاپوش درست نمی کنه
پ.ن۳ : برمی گردم ...
پ.ن۴: این پستمو یادم نمی ره شما هم یادتون نره














